روشهای طراحی

اصولا دو روش کلی برای طراحی این نوع سقف وجود دارد
الف ) ورق فولادی بعنوان قالب ماندگار (Permanet Shuttering )
ب)ورق فولادی بعنوان المان کششی ( Tensile Component )
الف ) ورق فولادی بعنوان قالب ماندگار
در این روش طراحی از قابلیت مقاومت کششی ورق فولادی در مقطع صرف نظر می کنند ، به عبارت دیگر به ورق فولادی در مقطع صرف نظر می کنند که می بایست قادر به تحمل بارهای زنده (ابزار و نفرات) موجود تا مرحله بتن ریزی همچنین وزن بتن خیس و خشک باشد که البته پس از گیرش بتن نیازی به دکفراژ ندارد وتا پایان عمر ساختمان باقی خواهد ماند . در این حالت در واقع از عملکرد ( ( Contribution سازه ای ورق فولادی چشم پوشی شده و سقف به عنوان یک دال بتنی مسلح در نظر گرفته می شود این نحوه طراحی ، موجب میشود مقدار آرماتور محاسباتی مقطع بیشتر شود چرا که می بایست به جای ورق فولادی نیز در تحمل کشش مقطع شرکت نمایند . طراحان در این حالت ، معمولا این آرماتورهای کششی را در کف کنگره قرار داده و آنها را آرماتورهای طولی ( Longitudinal Reinforcement ) می نامند .
ب) ورق فولادی بعنوان المان کششی
در این روش ورق فولادی بعنوان المان کششی مقطع در نظر گرفته می شود ومقطع حاصله به صورت مرکب (Composite) عمل می کند در واقع در این حالت در گیری بتن و ورق فولادی به اندازه ای کافی است که در حین مقاومت در برابر لنگرها و برشهای موجود با یکدیکر عمل کرده ودچار لغزش نسبت به هم نمی شوند . طراحی با استفاده از این فرضیات ، اقتصادی ترین حالت این سقف را بدست می دهد چرا که موجب کاهش آرماتور محاسباتی مقطع خواهد شد . هر چند در نظر گرفتن درستی این فرضیات منوط به داشتن اطلاعات دقیق از مشخصات هندسی ورق و رفتار مشترک ( Interaction ) بتن و ورق فولادی می باشد .

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: